X
تبلیغات
رایتل
 

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

نظرات (37)

1. سلام

2. مترجم محجوب و محبوب فوتبال ایران رو یادتونه؟ اصلا وقتی میگن مترجم، اولین اسمی که به ذهنتون میاد کیه؟ چلنگر! به جرم واردات مواد نیروزا دستگیر و به 4 سال دوری از فعالیتهای ورزشی محکوم شد. تا ما دوباره قبول کنیم که نباید گول ظاهر ساده کسی رو بخوریم!

3. برنامه "نوربالا" برای تبلیغ صرفه جویی برق داره پخش میشه، ولی توش 438 تا لامپ روشن کردن! (چند بار شمردمشون!) خیلی حال کردم با کارگردان این برنامه!

4. ایضاً 10 دقیقه از سریال یوسف رو دیدم کلی حال کردم! من موندم رو چه حسابی نقش یعقوب رو دادن به محمود پاک نیت؟! چون بیشتر آدم رو یاد دزد و قاتل میندازه تا پیامبر! اصلا از متانتی که تو رفتار و کردار و حرف زدن یه پیامبر باید باشه، خبری نیست. (تازه من هنوز خود یوسف رو ندیدم تا لذتمون کامل شه!)

5. پارسال دولت با جلو کشیدن ساعت مقابله کرد و حرف کسانی رو که میگفتند با اینکار یه ساعت به شب و مصرف بالا اضافه میشه، رو مسخره میکرد و میگفت ما مشکلی نداریم! شهروندان تهرانی در گرمترین روزهای سال، به طور میانگین روزی 6 ساعت برق ندارند. تازه معنی مشکلی نداریم، رو فهمیدیم!

5. جمله روز: مدیرعامل سازمان بهشت زهرا: "دعا میکنیم مردم کمتر بمیرند!" چون ظاهراً "در شرایط فعلی ظرفیت قبرهای بهشت زهرا تا مهرماه جوابگوی نیاز شهر تهران است" ایشالا تو این دو ماه بمیرم که جسدم یه جا داشته باشه..

جمله روز2: حسین شریعتمداری در کیهان: "خاتمی اگر کاندیدا شود، با احتمال رد صلاحیت شورای نگهبان روبروست"

6. پیشنهاد روز: هفته نامه "سلامت" که تو داروخانه ها ( و دکه ها؟) میفروشن. 32 صفحه گلاسه خیلی قشنگ و در مورد سلامت خانواده است. می ارزه یه بار امتحان کنید.

پیشنهاد روز 2: ترانه "وحدت" از فرهاد. برین حالشو ببرین..

.

.

.

.

end. در ادامه بحث هفته پیش، جوابیه رفیق عاشقم رو بدون سانسور(!) میذارم. خواستم این بحث رو این هفته ادامه بدم، ولی برای اینکه بدونیم زندگی ادامه داره و اون هم بتونه راحت کنار بیاد با قضیه، ادامه نمیدم! (چه ربطی داشت؟!)...


سلام "ما چون دو دریچه روبروی هم / آگاه ز هر بگو مگوی هم / هر روز سلام و پرسش و خنده / هر روز قرار روز آینده / اکنون دل من شکسته و خسته است / زیرا یکی از دریچه ها بسته است...

این روز ها فکر میکنم که ای کاش خداعشق رو نمی افرید؟ بعد میگم مگه میشه تو این دنیا عشق نباشه؟! سعی میکنم در این متن جواب بعضی از دوستان که در قسمت نظرات سوال کرده بودند را بدهم.

یکی ازدوستان خواسته بود که احساس خودم رو در لحظه جدایی بنویسم: وقتی خواستگار برای عشقم اومد من متوجه شدم. با خودم گفتم که او جواب خیر به خوستگار میده، مگه میشه به او جواب بله بده ؟! پس این همه عشق (؟!) این 3 سال چی میشه؟! چند روز بعد عشقم به من زنگ زد و گفت که اون خیلی به من دروغ گفته، و گفت ما 2 تا در مسائل جزیی اختلاف داریم. من گفتم که همه آدم ها با هم اختلاف دارند و تو نیز با خواستگار جدید خواهی داشت. و او جواب داد که او بر خلاف تو همه چیز داره. گفتم اون چی داره؟ گفت اون کارگاه داره، ماشین داره، خونه داره و پول داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لحظه جدایی جایی بود که عاقد گفت : آیا من وکیلم؟ (من در مراسم حضور داشتم!)

- بله........

یک لحظه دلم از جا کنده شد.

از اون بد تر لحظه ای بود که عشقم با شوهرش دست تو دست هم از مجلس بیرون امدند تا با هم به آتلیه بروند و عکس های عاشقانه بگیرند. در آن هنگام عشقم با همه خوش و بش میکرد ولی وقتی به من رسید از من رو گرفت

و هیچ نگاهی به من نکرد...

در مورد بند 5 که محمد عزیز گفته بود چطور میشه برای عشقم آرزوی خوشبختی کنم باید بگم که ما 3 سال عاشق بودیم و همیشه من تمام تلاش خودم رو میکردم که اون خوشحال باشه و همیشه از اینکه احساس خوشبختی میکرد، من خوش حال می شدم. حال که او رفته من همچنان عاشقشم. احساسم نسبت به او تغییر نکرده. حال از تو میپرسم چطور میشه که انسان عاشق باشه و برای ترقی عشقش که یک اشتباهی کرده، دعا نکنه که خوشبخت شه یا اینکه نسبت به او بی احساس باشه. وبه قول یکی از دوستان که گفته بود: آنکه دلداده شد به دلدارش / ننشیند به فکر آزارش / برود چشم من به دنبالش / برود عشق من نگهدارش..

یکی از دوستان گفته بود که در رابطه ما هیچ عشقی نبوده، مگه میشه که عشقی نبوده در حالی که ما 3 سال با هم بهترین رابطه رو داشتیم و با هم هیچ مشکلی نداشتیم. ولی مشکل ما این بود که من لیاقت او را نداشتم و از طرفی من پول نداشتم.

پسرها هم عاشق میشوند، آنها هم گریه می کنند، احساس عاشقانه دارند و.... اینا رو برای عزیزی گفتم که میگفت پسرها عاشق نمیشوند.

رفیقی پرسیده بود که چرا ما این روزها خبرهای شکست عشقی را زیاد می شنویم ؟

به نظر من ما آدمهای امروزی از مسائل معنوی دور شدیم وبیشتر به مادیات فکر میکنیم، همین طور که برای من اتفاق افتاد، در رابطه من و عشقم، عشق بود ولی پول نبود و در رابطه عشقم و شوهر جدیدش پول هست ولی عشق نیست.. ]اونم بوجود میاد نگران نباش، مترجم![

ولی آنها بهم رسیدن و من اکنون تنهام.

در پایان از همه عاشقان میخوام که هیچگاه همدیگر را تنها نزارند و همیشه با هم باشند چون جدایی خیلی سخت و عذاب اور است و زندگی انسانرا نابود میکند. از همه رفقا میخوام که برم دعا کنند که خدا صبر منو بیشتر کنه...

بدرود.

بعثت پیامبر رحمت و مهربانی رو به همه تبریک میگم؛ خوش باشید.

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky