X
تبلیغات
رایتل
 

تئاتر زندگی

نظرات (39)

1. سلام

2. متشکرم از همه عزیزانی که به من نیرو دادند برای شروع کار

3. نمایشگاه کتاب هم شروع شده. خیلی دوست دارم زودتر برم اما فعلا حالش رو ندارم. پارسال کلا دو سه تا کتاب بیشتر نگرفتم. مهمترین کتابی که خریده بودم "داستانهای لوک خوش شانس و دالتونها" بود!

4. گر در یمنی، چو با منی، پیش منی/ گر پیش منی، چو بی منی، در یمنی.. همینجوری الکی گذاشتم اینو    

5. رضا (داداشم): چته امشب؟ چرا داغونی؟ من: خسته ام. رضا: مگه چیکار کردی؟ از صبح تا حالا داری کتاب میخونی. من: روحم خسته است. خیلی وقته..

6. پیشنهاد روز: آهنگ زیبای"تئاتر زندگی" از محسن چاوشی

.

.

.

end. چند تا داستان کوتاه دارم که میخوام تو قسمت end بذارم هر از چند گاهی. این اولیش:

یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه! صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه... شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن!

یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه... خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونه اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن که آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!

نتیجه: یادتون باشه که مردها دوستهای بهتری هستند!

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky