X
تبلیغات
رایتل
 

سهمیه بندی هوا

نظرات (34)

1. سلام

2. میثم (دوستم) پاش شکست. باهاش رفتم بیمارستان. یه سری لوازم کم داشت بیمارستان داداشش رفت براش بخره بمن گفت: محمد تو بمون پیشش. وقتی رفت، من و میثم رفتیم تو سالن. یه ویلچر گوشه سالن دیدیم که بیکار بود! میثم: محمد نظرت چیه؟ من: ویلچر؟ میثم: آره! به به، شروع کردیم ویلچر بازی! میثم هم کلی حال کرده بود! من: بریم حیاط فضای بیشتری داره! از پله ها که نمیشد رفت از مسیر سرازیری میریم. نمیدونم چرا سرعت هی بیشتر و بیشتر میشد. سر پیچ سرعت به 334 km/h رسیده بود و دیوار و من که نتونستم ویلچر رو کنترل کنم؛ دومـــــــــــــــــــــــــــب! ویلچر چپه شد و میثم با مخ اومد رو آسفالت! در پی این اتفاق، دست ایشون رفت تو گچ! یه ساعت بعد که داداشش اومد، میثم رو که آش و لاش شده بود بردیم خونه!

3. ماریا شاراپووا (تنیسور- میلیونر 20 ساله روسی و پولسازترین ستاره زن در جهان ورزش) میگه بزرگترین دستاوردی که پول جوایز مسابقات براش به ارمغان آورده، اینه که می تونه جلوی "بچه ننرهای پولدار" سرش رو بالا بگیره! جالبه نه؟

4. وزیر نیرو (دیروز): اگه مردم صرفه جویی نکنند، برق را سهمیه بندی می کنیم..

5. پیشنهاد روز: سایت "لوناپیکس" حتی اگه دیگه همه بلد باشن و حتی تلویزیون هم این سایت رو معرفی کرده باشه، ولی ما رومون کم نمیشه و معرفیش میکنیم! سایتیه که عکستون رو میگیره و میندازه رو ساختمون، یا روی تابلوی نقاشی یا هر جای دیگه که انتخاب کنین. قشنگه، برین حالشو ببرین..

.

.

.

.

.

end. نوشته ای از سیروس تسلیمی برادر سوسن تسلیمی: در یکی از سفرهای مختلفی که برای دیدار خواهرم به سوئد رفته بودم، مجلس سوئد سخت درگیر بررسی و تصویب بودجه سال آینده دولت بود. بحث مهم و داغ آنروزها این بود که پادشاه تقاضای افزایش بودجه سالانه کاخ سلطنتی را به دولت ارائه داده بود و همزمان نخست وزیر هم تقاضا کرده بود حقوق ماهانه اش اضافه شود، چون با آن حقوق نمی توانست آپارتمان بزرگتری برای خودش اجاره کند که هم در شأن نخست وزیر سوئد باشد و مهمتر از آن او بتواند در آن آپارتمان از نخست وزیران سایر کشورهایی که به سوئد می آمدند، پذیرایی کند. بعد سوسن عکسی از آپارتمان مسکونی نخست وزیر سوئد در یکی از روزنامه ها را نشانم داد که یک آپارتمان معمولی بود یا چند اتاق آن هم در یک مجتمع مسکونی! و باز عکس دیگری که پادشاه سوئد را روی دوچرخه نشان می داد که رفته بود به شهر تا از یک سوپرمارکت خرید کند (همانطور که وزیر خارجه اشان چند سال پیش رفته بود از فروشگاه خرید کند که توسط یک بیمار روانی ترور شد) در آن یک هفته ای که از سفرم مانده بود تیتر همه روزنامه های سیاسی و اقتصادی سوئد، راجع به چگونگی افزایش یا کاهش بودجه پادشاه و نخست وزیر بود و همه نمایندگان در دو گروه موافق و مخالف روی هر کرون آن، جنگ و بحث داشتند و بالاخره نیز تصویب نشد..

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky