X
تبلیغات
رایتل
 

یورو عشق

نظرات (61)

   

                         عکس روز: طرفداران پرتغال

1. سلام

2. سلام فوتبال؛ سلام یورو 2008؛ سلام اروپا؛ سلام هیجان؛ سلام اضطراب؛ سلام عشق؛ سلام کل کل!؛ یورو 2008 شروع شد و ما را دوباره برد به دنیای قشنگ و عجیب فوتبال. کسایی که عاشق فوتبال باشند، می فهمند ما چه حالی داریم. تو پوست خودمون نمی گنجیم! یورو برای ما از جام جهانی هم قشنگتر و پرهیجانتره (یکی از دلایلش اینه که تیم ضعیف نداره) من دیوونه پرتغالم. بطوریکه تو جام جهانی، بازی ایران و پرتغال، طرفدار پرتغال بودم! (و کلی هم بابتش کتک خوردم!) از همه کسانی که با فوتبال میونه خوبی ندارند، پیشنهاد میکنم بازیهای پرتغال رو ببینن و بعدش عاشق فوتبال بشن! به همه قول میدم که پرتغال قهرمان میشه.

3. از چارلی چاپلین پرسیدند: خوشبختی چیست؟ گفت: فاصله این بدبختی تا بدبختی دیگر..

4. به نظر من 18 خرداد روز مهمیه. چون برای اولین بار تو جهان بود که تعداد آرای یک رئیس جمهور در دور دوم بیشتر از آرای او در دور اول انتخاب شدنشه. اما یه چیز مهم تر. آیا کسایی که بهش رای دادن همونا نیستن که این سری به احمدی نژاد رای دادن؟!

5. یه تیکه بریده از روزنامه "هم میهن" (یادش بخیر) پیدا میکنم. روش ساخت چند ماسک صورت با استفاده از عسل رو نوشته. وسوسه میشم امتحانش کنم. در هر صورت چون عسل تو خونه ما بیشتر جنبه تزئینی سفره صبحونه رو داره (!)، من همش رو بکار بردم و با ترکیب با چند چیز دیگر که نوشته بود، یه ماسک توپ درست کردم. وقتی مواد رو زدم به صورتم، رضا (داداشم) میگه: محمد، چقدر شبیه یه شخصیت تلویزیونی شدی. من (با ذوق و شوق): کی؟ رضا: شبیه بازیگر سریال پسر شجاع؛ آقای شیپورچی!

6. در این چند روز یه نکته مهم کشف کردم برای راحتی بشر! اونم اینکه درس خوندن در حالت درازکش چقدر خواب آوره! پیشنهاد میکنم کسایی که از بیخوابی رنج میبرن، یه بار امتحان کنن و هنگام خواب، مقداری جزوه بخونن!

7. پیشنهاد روز: ترانه فوق العاده "جغد" اثر فرهاد. دیوونه میشم وقتی گوش میدم.

پیشنهاد روز ۲: افشاگریهای "پالیزدار". نکته مهم اینه که این شخص پشتش به کجا گرمه که تونسته این حرفا رو بزنه و نیت اصلیش چی بوده. البته به نظر من اصلا مهم نیست. از همه ایرانیان دعوت میکنم که این افشاگری را کامل بخونن.

.

.

.

.

end. همیشه به این آدمایی که با به اصطلاح "اعتماد به نفس" فوق العاده شون برای خودشون موفقیتهای کوچیک و بزرگ می تراشن، حسودی ام میشد. همیشه دلم می خواست من هم بتونم فقط برای چند روز جای اونا باشم و گلیم ام رو اونطوری از آب بکشم بیرون. اونا هیچوقت چیزی رو از دست نمیدن. اونا همیشه پیروز هستن؛ همیشه خوب و خوشحالن و اصلا براشون مهم نیست که دارن حرص کسی رو در میارن یا اینکه چقدر در اطرافشون منفورن؛ مگه اینکه بخورن به پست کسی مثل خودشون. کم کم فهمیدم که خدا رو شکر که مثل اونا نیستم. تعداد این آدما هم کم نیست و دائما تو جامعه وول میخورن؛ مثل وقتی که یه ربع تو گرما تو صف تاکسی وایسادی، یکی از همینا میاد و پشتش رو میکنه به همه و اولین ماشینی که میاد سوار میشه، بعدش طوری نگات میکنه که یعنی بی عرضه ای. یا وقتی که خودش تو خونه نشسته و سریال نگاه میکنه، تو رو دور دانشگاه میفرسته برای پیدا کردن جزوه کلاس عقب افتاده اش. البته اگه شانس بیاری و برای حاضری زدن براش مجبور نشی یه ساعت و نیم کلاس احمقانه ای رو که ازش متنفری تحمل کنی. یا وقتی که تو با کامپیوتر دانشگاه کار خیلی واجبی داری و وقتی ازش خواهش میکنی 5 دقیقه دیدن ایمیلهای کوفتی که از گروه ها بهش رسیده رو بیخیال شه، با یه نگاه عاقل اندر سفیه جواب میده: مگه نمیبینی کار دارم. یا همه جا، از اینکه همیشه سر اتوبان تهران - قم می ایسته و راننده های بدبخت رو تور میکنه و باهاشون مجانی میاد و تو مثل آدم میری و سوار سواری های خط میشی و کرایه میدی، بهت مثل احمق ها نگاه میکنه و به کارش افتخار میکنه.

مشکل وقتی بزرگتر میشه که مجبور باشی با یکی از همین آدما رابطه نزدیک داشته باشی، دیگه همه چی گردن خودته. باعث و بانی هر مشکل و اتفاقی تو هستی و تو هستی که میخوای حال یه فرشته تازه از آسمون پایین افتاده رو بگیری. نمونه شون رو همه جا میتونی پیدا کنی. در هر جا و هر برخوردی که حق و حقوق فقط به عهده وجدان گذاشته میشه، باعث میشن از احترام  و حیا و وجدان و هر چی کلمه مرتبط با اونه، متنفر بشی. اینا رو برای کسی نوشتم که از این گروهه و میدونم که وبلاگم رو میخونه...   

.

.

.

متاسفم که این سری خیلی نوشتم. چون یه چند روزی نیستم بابت امتحانات. گفتم بیشتر بنویسم که اگه یه بار دیگه اومدین و هنوز پست جدیدی نبود، بقیه مطالبی که نخوندین بخونین!

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky